تبليغاتX
محفل تنهایی -
من تنهام تنها تر از اونی که فکرشو بکنی

و خسته خسته تر از اونی که تو خیالت بگنجه

و سر در گم

چرا اینجوری شد

همه چی که داشت خوب پیش میرفت

من بودم تو بودی یه عالمه شادی بود

حالا

من موندم تو رفتی شادیا همه کپک زد

اینقدر چرای بدون جواب تو سرمه که نمیدونم اول کدومو بپرسم

چرا هرچی از خدا میخوام یه جورایی نمیشه

میگن شاید به صلاحت نبوده

خدایا صلاح من چیه؟

تنهایی؟

خستگی؟

سردرگمی؟

منو ببخش خدایا

اگه گاهی اوقات اذیتت میکنم

میدونم از دست من سر درد گرفتی

اما من که جز تو کسیو ندارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط حمیده | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ شخصی من است لطفا نظرات خودتون رو در باره شعرهام و متنهام بنویسین

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM