تبليغاتX
محفل تنهایی
در آسمان پر ستاره شب به اندازه ستاره ها دوستت دارم

در روزهای بارانی به اندازه قطره های باران دوستت دارم

در فصل هزار رنگ و هزار نقش پاییز

به قدر تمام برگ های خشک زرد و نارنجی دوستت دارم

در فصل گل و شبنم به اندازه تمام شکوفه های بهاری دوستت دارم

به عضمت دریای آبی و به شکوه خورشید طلایی

به درخشندگی فانوس شبهای تنهایی قسم که دوستت دارم

تو در قلبم جا داری چو شبنم در دل گل

تو در ذهنم جا داری چو دریا در ذهن ماهی

تو در وجودم جا داری چو قطره در وجود دریا

با ذره ذره وجودم

فریاد خواهم زد

به اندازه یک دنیا

دوستت دارم مادر

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط حمیده | 
بازم شب یلدا نزدیکه

بازم فصل دی میخواد بیادو ما رو با سرماش بلرزونه 

بچه که بودم عشق شب یلدا بودم

یادش بخیر

چله کوچیکه چله بزرگه

اما دیگه یلدا واسم اون یلدا نیست

میدونی از وقتی تو نیستی دیگه هیچی واسم مفهوم نداره

این شب یلدا ۳ سال که نیستی

بی تو به من که خیلی بد میگذره

تو رو نمیدونم

کاش بودی و اشکامو میدیدی

بی تو و برای تو جاری شدن

آخ که ازین زندگی حالم به هم میخوره

نمیدونم تا شب یلدای آینده زنده باشم یا نه

اما اینو بدون اگه باشی یا نباشی

اگه دوسم داشته باشی یا مسه بقیه فراموشم کرده باشی

من هنوز دوست دارم

و قول میدم به جون خودم قول میدم

که هیچ وقت فراموشت نکنم

یلدات مبارک .... مهربونم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط حمیده | 
وقتی تو نگاهم میکنی

تا اعماق وجودم داغ میشود

چشمانم گویی دیگر هیچ جیز جز تورا نمیبیند

وقتی تو نگاهم میکنی

روز را از شب

و بیداری را از خواب تشخیص نمیدهم

تو گویی ازین دنیای خاکی به جایی رفته ام

که دیگر هیج چیز جز محبوب ارزشی ندارد

اما امان از روزی که نگاهم نمیکنی

و امان از روزی که به سردی نگاهم کنی.

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط حمیده | 
قرص نورانی ماه

در آسمان بیکران تنهایی میدرخشد

و درختان سر به فلک کشیده

باز با او در راز و نیاز شبانه اند

در آسمان پهناور سکوت بلند من

ابر ها فراوانند باز

و ماه که گویی هیچگاه پشت ابر نمیماند

میرود....

میرود تا بینهایت، تا بیکران خلوت

باز این شب سیاه مرا از عمق وجود خود فرا میخواند

دیدار نزدیک است

و معبود من منتظر نشسته است

خواهم آمد

من هم دیگر طاقت دوری ندارم

وصال نزدیک است

آسمان بیکران تنهایی من

به سحر نزدیک است

با نسیم خنک سحر شاید

این سکوت تلخ شکسته شود

و صدای نغمه ی پرندگان رها در شهر

بشارت میدهند

که روزی دیگر شروع شد.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط حمیده | 

سلام،

ورود خودم رو به بلاگفا تبریک میگم

ازین به بعد سعی میکنم که هر  مطلب جالب و قشنگیو که به دستم رسید اینجا بذارم

البته بیشتر متنها و نوشته های خودم رو میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد

به امید دیدار

حمیده مهرابی

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط حمیده | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ شخصی من است لطفا نظرات خودتون رو در باره شعرهام و متنهام بنویسین

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM