![]() |
![]() |
|
|
آب روان میرود
کوه به کوه دشت به دشت شهر به شهر دست میشویم در آن آب روان و نقش دلتنگ دخترک کوچکی را در آن میبینم با گیسوانی بافته و لبانی به رنگ خدا دخترک می خندد و خیره مرا میپاید دست میشویم در آب و دخترک محو میشود نقش تصویر دخترک در آب میرود کوه به کوه دشت به دشت شهر به شهر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
تو سکوتم را نگاه میکنی
و من نگاهت را سکوت میکنم تو نگاهم را میخندی و من خنده ات را مینوشم تو مرا عاشق میکنی و من عشق را سرفراز میکنم تو دستهایم را گرم میکنی و من گرمایت را میپوشم تو مرا عاشق میشوی ومن تورا میبوسم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
نوشتن از تو بهانه ایست برای من
که خالی شوم ازین رنج زمانه من تو را دوست دارم؟ نمیدانم ! من تورا میخواهم ؟ نمیدانم من صدایت را میخواهم ونگاهت را باقی هیچ است من دلت را میخواهم و درونش را باقی پوچ است با من بمان تا به آخر تا آخر آخر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
تمام من روزی خاطره میشود
هق هق گریه هایم تا قاه قاه خنده هایم من عکس میشوم و به دیوار اتاقی آویزان میشوم گرد و خاک میگیرم پاک میشوم و یا شاید فراموش میشوم من اسم میشوم و در دفتری ثبت میشوم کهنه میشوم پیر میشوم و یا شاید از یادها فراموش میشوم من جفت میشوم عاشق میشوم نگاهی و قلبی را پر میشوم با او یگانه میشوم تمام من روزی خاطره میشود شاید شیرین شاید غمگین شاید خوشایند یا ناخوشایند شاید با آهی یا لبخندی شاید با سوزی یا نفرینی تمام من تمام میشود روزی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 آذر1387ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط حمیده |
|
|
من تنهام تنها تر از اونی که فکرشو بکنی
و خسته خسته تر از اونی که تو خیالت بگنجه و سر در گم چرا اینجوری شد همه چی که داشت خوب پیش میرفت من بودم تو بودی یه عالمه شادی بود حالا من موندم تو رفتی شادیا همه کپک زد اینقدر چرای بدون جواب تو سرمه که نمیدونم اول کدومو بپرسم چرا هرچی از خدا میخوام یه جورایی نمیشه میگن شاید به صلاحت نبوده خدایا صلاح من چیه؟ تنهایی؟ خستگی؟ سردرگمی؟ منو ببخش خدایا اگه گاهی اوقات اذیتت میکنم میدونم از دست من سر درد گرفتی اما من که جز تو کسیو ندارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 آذر1387ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
ای یار گمشده
من در سکوت خلوت شبهای تلخ خویش در جستجوی تو مرغ خیال را پرواز میدهم همراه هر نسیم به هر سوی کران بیکران |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 آذر1387ساعت 11:31 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
میدانی چه میخواهم؟
سکوت آرامش هستی خدا و تو را در لحظه لحظه های این چرخ دوار در سکوت با آرامش در هستی با خدا و تو را با تمام اینها قسمت میکنم در سکوتم با آرامشم در هستیم حتی با خدایم آره حتی دیگر به تو حسودیم نمیکنم و خدایم را با تو قسمت میکنم خدایم را صادقانه به تو هدیه میکنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
چشمانت را میبوسم
تا آن انتظار عاشقانه ات را بوسیده باشم لب هایت را میبوسم تا طعم حرف های شیرینت را چشیده باشم دستانم دستانت را میخواهد تا گرمی احساست را بفهمم و قلبم قلبت را میخواهد آه ای عشق واژه ای که قلبم آن را کم دارد تو را میخواهم تا تنهاییم را با دنیایت پر کنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مهر1387ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
نگاه در چشمم یخ میزند
و صدا در گلویم می خشکد خون من بی حرکت در رگهایم مانده است بدنم سرد است و نمیدانم به چه می اندیشم اصلا می اندیشم؟ قلبم میزند اما احساسی ندارد وجودم از احساس تهی شده است آسمان را میخواهم کوه را میخواهم و صدای جاری آب را تا دوباره خود را پیدا کنم تا دوباره به زندگی سلام کنم سلام زندگی من برگشتم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مهر1387ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط حمیده |
|
|
تو را از آغاز تا پایان دوست می دارم
او را از ابتدای لحظه دوست می دارم تو را از ستاره ی پرچین آسمان هفتم تا نگین مروارید هفت دریا دوست می دارم تو را از اولین نگاه از اولین حرف دوست می دارم تو را از آن نگاه مداوم و آن شرم پنهانی تا آن سکوت پر از معنی دوست می دارم تو را با چشم با دل دوست می دارم تو را پنهان از چشم هر ناپاک دوست می دارم تو را ناخواسته و به اجبار این دل پر هیاهو دوست می دارم تو را لحظه لحظه قطره قطره عاشق وار دوست می دارم نمیدانم که میدانی اما کاش میدانستی که دوستت دارم نگاهت بر من آتش میزند این قلب را آتشم را خاموش کردن نمیدانم تنها میدانم که دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط حمیده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ شخصی من است لطفا نظرات خودتون رو در باره شعرهام و متنهام بنویسین
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|